همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

JPS

کلاس اول دبیرستان که بودیم یه درس داشتیم به نظرم اسمش پرورشی بود . گروه های ۴ ۵ نفری شده بودیم قرار بود برای گروه مون با همفکری اسم انتخاب کنیم و باهم کار کنیم . من افتاده بودم توی گروه اِبی اینا . معلم یکی یکی اسم گروه ها رو پرسید و پرسید اسم گروه تون یعنی چی ؟ اِبی گفت اسم‌گروه ما jps ه و یعنی جواب پرسش های ساده ! گفتم اوهو جدی چه اسمی گذاشتیدا آفرین . گفت اونو به خانوم گفتیم اسم گروه مون " جواب پرسش های ساده " نیس . اسمش " جن*ده ء پدرسگِ سلیته "  ست  من هیچ من نگاه :|
۹ ۱۰

مامانه دیگه

یبارم رفتیم خونه مامانم اینا ، من روزه بودم هیشکی روزه نبود . داداش بزرگه رفت دل و جگر خرید . مامان از همون نقطه ای که نشسته بود داد زد من نه میخورم نه آماده شون میکنم ! من پاشدم رفتم همه رو شستم و آماده کردم داداش بزرگه سیخ زد و کباب کرد . جونم براتون بگه که تا بعد از اذان مغرب من درگیر اینا بودم ، بابا و مامان داشتن دل و جگر های آماده رو میخوردن :|
هی هم مامان از اون نقطه که نشسته بود داد میزد لیدی تو روزه بودی بیا افطار کن ، منم هی میگفتم میام الان :| یعنی یه سانت هم جابجا نشد از سر جاش
۶ ۱۳

شهرستانی ها !

رفته بودیم خونه مادرشوهرم ، داشت تعریف میکرد که رفته بوده چشمش رو عمل کنه خیلی شلوغ بوده ، همه از شهرستان اومده بودن و تاکید داشت که شهرستانی ها اومدن ! یهو پدر شوهرم گفت تو کجایی ای ؟ مادرشوهرم گفت یزدی ام ولی ۵۰ ساله تی رون ( تلفظ تهران ) زندگی میکنم !!
۱۳ ۹

مادرشوهر ها

چند سال پیش الهام ، دوستم ، تعریف میکرد که آره نامزد بودیم با امیر بعد یه روز که رفته بودم خونشون مامانش یه باکس که توش یه شاخه گل بود آورد داد بهم گفت بیا این مال امیر ه ، ببر خونتون . الهام‌ تعریف میکرد که گل از اونا بود که معلومه دوست دخترش بهش داده . منم از لجم بروم خونمون گذاشتمش توی توالت ! بعد یه روز که امیر اومد خونمون گفت عه گل حسین ( داداش امیر ) اینجا چیکار میکنه ؟
خلاصه که تهش مشخص شد گل رو دوست دختر حسین داده بهش اصلا مال امیر نیست !
.
خونه ء آقامون اینا ویلایی ه ، دو تا نورگیر داره که جوری قرار گرفته که مجبوری زیرش بشینی که آفتاب بخوره توی مغزت 😐
این سری زیر نورگیر نشسته بودم مادر همسر برگشت گفت چی زدی به موهات که سفید شده ؟ گفتم هیچی ! گفت تماااااام موهات سفید شده ، تو از اونایی هستی که موهاشون زود سفید میشه !
.
۱۱ ۹

تهوع

مامان میگه رفته بودم خونه مریم ( دوست مامان ) ، دختر جاریش هم اونجا بود واسه خودش با روروئک میچرخید . مریم ع*ن صداش میکرد و طفل معصوم انگاری که این کلمه اسمش باشه به اون کلمه برمیگرده :|
.
بچه ها رو به اسم شون صدا کنید و به بچه مردم فحش ندید ، آدم باشید لطفا
۱۴ ۱۶

امان

امان از اینکه به این نتیجه برسی که کسی که قبلا بهش میگفتی " چقدر خوبه که هستی " اگه نبود دنیا جای قشنگ تر و بهتری میشد ...
۱۹ ۱۴

مشکل جنسی

بعضی ها هم هرکاری کنن درست بشو نیستن چون جنسشون خرابه!
.
وای بر منحرفان!
۸ ۱۴

دورهمی دخترونه

میدونید من از اینکه توی یه جمعی قرار بگیرم که اکثریت رو نشناسم خوشم نمیاد :/
دعوت شده بودم دورهمی دخترونه و هیچی نگفته بودم ، نه گفته بودم میام ، نه گفته بودم نمیام ! هی داشتم با خودم کلنجار میرفتم که یعنی برم یا نرم ؟ :/
بعد تر پیش خودم گفتم اصلا صد نفر بیان هیچکس رو هم نشناسم لیلی جونم که میاد ^_^ آخه من خیلی شبها خواب لیلی رو دیدم ، باهاش بازی کردم ، خرید رفتم و کلی کیف کردم ! اصلا به عشق لیلی باید برم :))
خودم رو دعوت کردم که با فائلا برم دورهمی ، همینجوری سرخود . فائلا خواب بود من واسه خودم پی ام پشت پی ام که خواستی راه بیوفتی بگو منم راه بیوفتم . حالا اون از همه جا بیخبر خوابیده بود . خلاصه که اون خواب موند و منم سرخوشانه منتظر sms ش نشسته بودم ! بالاخره راهی شدیم و همدیگه رو دیدیم و کلی ذوق کردیم . نمیگم براتون که یه مسیر طولانی رو اشتباه رفتیم و نهایتا نیم ساعت آخر دورهمی رسیدیم ولی براتون میگم که چقدر خوش گذشت . اصلا حتی نمیتونم بگم که چقدر خوش گذشت ! اصلا از دوستان دورهمی آمده نگم براتون ، هر یکی از اون یکی ماه تر ، صمیمی تر و دوست داشتنی تر . اصلا آدم باورش نمیشد که اولین باره که میبیندشون.
چقدر به من خوش گذشت ، کاش بازم بریم دورهمی ^_^
۱۰ ۱۳

ما

راستی میدونستید هر چی میکشیم تقصیر خودمونه؟ از ماست که بر ماست !
توضیح هم نمیدم !!
۵ ۴

عشق

میدونی مَرد من بلد نیستم با ناز و عشوه حرف بزنم ، حتی بلد نیستم مو رنگ کنم دلبر بشم ، اصلا فکر نکنم این چیز ها توی من تغییری ایجاد کنن ...
نهایت دلبرانه بودن من اینه که یه لاک بزنم و خط چشم بکشم . عوضش عاشقانه هام رو میریزم توی خورشت قیمه و قورمه سبزی . دوستت دارم هام رو لای برگ مو میپیچم و برات باهاشون دلمه میپزم . عصر ها " عاشقتم " هام عطر کیک وانیلی گردویی میگیره و پُر میشه توی تمام خونه و با یه لیوان چای دارچین به استقبالت میام .
میدونی دوستت دارم ها برای من جور دیگه ای معنی میشه  ...
۲۰ ۱۷
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان