همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

مثل همیشه

 

 

 

 

 

حالمان خوب است ، کلی کتابِ نخوانده هست و کلی ظرفِ نَشُسته و خانومیِ خسته ای که در چشم باد میبیند ...

دلم چای میخواهد ، چای با شیرینی ...

مثل همیشه نوشتنی های زیادی هست که تا " انتشار " را میزنم از ذهنم پاک میشود و همه چیز یادم میرود ...

 

۵
۱۴ شهریور ۱۸:۱۳ نفس سادات ......
منم دقیقاهمین جورم تا انتشار میزنم همه یادم میرن

پس طبیعیه ...

ظرفارو بشور واه واه چه دختر بیکاری 
الکی مثلا من خوار شوعرتم

جا داره از همین تریبون بگم ظرفای لواشک ه :))))

اصلا هم خبیث نیستم :)))

۱۴ شهریور ۱۸:۲۶ آلبرت کبیر
دست روزگاره :))

شاید. ...

منظورت اینه که تا "ارسال مطلب جدید " رومیزنی همه چی یادتمیره؟

نه. به ارسال مطلب جدید نمیرسه، سر انتشار یادم میره! !

 وااااا منم اینجوریم مطالب ذهنم کلا میپره تا میام بنویسم :|

فکر کنم یه بیماری باشه :(

اوه من نیم ساعت داشتم ظرف میشستم :))

منم امروز تقریبا همینقدر ظرف شستم. تموم نمیشد که انگار هی تولید میشد!

 بودم الان و نمیدونم

امیدوارم هیچوقت اینجوری نشی و همه ش بنویسی. نوشته هات رو دوست دارم. ...

۱۴ شهریور ۲۰:۴۵ خانم توت فرنگی
خانومی.... چرا انقد کم می نویسی ؟
همش دو خط؟ من دوس داشتم زیاد باشه نوشته ات ):

خودم هم خیلی دوست دارم زیاد بنویسم ولی انگار همه چی از ذهنم پاک میشه! 

شیرینی دانمارکی

اتفاقا چند روز پیش پختم :)))

دلم خواست ازین شیرینی ها درست کنم.. با مربای تمشک. بعد بچینمشتو ظرف روش روبان ببندم .. 

یکم فک کن یادت میاد... بنویس خوبه...

یادم که میاد ولی از هر موضوعی دو یا سه خط !!

آره خوب میشه ، خوشگل و خوشمزه :)))

۱۴ شهریور ۲۲:۲۸ محمدرضا نظری
دقیقا عین من..........

فکر کنم همه گیر شده مثل یه بیماری. ..

خدایا تو خودت شاهدی جیگرمو سوزوند 
ولی تو جیگرشو نسوزون بذار خودم دستم بهش برسه:)))

عه میم جان سهم تو که محفوظه ...

اگر قبل از نوشتن بهشون فکر نکنید یادتون نمیره، یعنی به کل جمله و جمله بندی فکر نکنید، فقط موضوع، بگذارید همه چیز زمان نوشتن مرتب بشن
چای خوب نیست دمنوش های مفیدتر زیاد هستن

ممنونم ، سعی میکنم بهشون فکر نکنم ولی خودشون توی ذهنم رژه میرن ...

خیلی کم پیش میاد دمنوش بخورم . بعضی وقت ها گل گاو زبان و دمنوش به هم میخورم ولی خیلی کم پیش میاد ..

۱۵ شهریور ۰۰:۲۵ سیـن بـانو ...
ظرف نشسته بد مصیبتی ست :|

خیلی بده ، خییییلییییی

شما و خانواده سلامت باشید همیشه :)

ممنونم .شما هم همین طور

قبل از اینکه تو وبلاگ بنویسی تو یه دفترچه یا تو گوشیت بنویس ..درباره ی همه چیز ,اونوقته که عادت میکنی به نوشتن ..

* چایی می خوام ولی تنبلم ..نمی تونم برم برای خودم چایی بریزم :|

مینویسم ولی وقتی میخوام به عنوان یک پست منتشرش کنم به این نتیجه میرسم که مطالب مناسبی نیست ...

منم تنبلم ، کلا تنبلی خیلی خوبه ، خییییلیییی

۱۵ شهریور ۱۵:۵۷ آقای سر به هوا ...
هیچی مثل چای و شیرینی و یه بعد از ظهر نیمه گرم تابستونی حال آدم رو خوب نمیکنه ...

آره واقعا ...

چای و شیرینی ، سکوت و آرامشِ بعد از ظهر و نسیم خنکی که  می وزد ...

ما اصولا تنبل نیستیم ! ما در مصرف انرژی صرفه جویی میکنیم D:

عاشقتم . زدی به هدف 

منم همینطوریم عزیزم طبیعیه سخت نگیر:)

باشه. :)

در چشم باد.
قشنگ ترین فیلم سیمای ایران بود به عقیده من
:)

به نظر منم خیلی قشنگه....

سلام
اتفاقا من هم کلی کتاب نخونده دارم و کلی کتاب که باید بخرم
ولی خب زیاد اهل چائی نیستم چون شنیدم چائی پوست رو سیاه می کنه

سلام 

دلم میخواد برم کتاب بخرم...
من خیلی چای میخورم، برای من یه کم سیاه شدن بد نیست...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان