۱ - دیروز یکی از همسایه ها یه ظرف میوه داده بود به آقای تمیزی . تمیزی هم ظرف رو داد به ما و گفت اون همسایه گفته میاد ازمون میگیره . امروز ظرف رو شستم توش چند تا شکلات ریختم ، خوشم نمیاد ظرف رو خالی پس بدم ...
.
۲ - از اونایی که یه خروار گلدون خاک گرفته دارن بدم میاد . آدم چارتا گلدون داشته باشه ولی برگ گل ها رو دستمال بکشه که خاک گرفته و کدر نباشه . من یه کاکتوس دارم یه بامبو . کاکتوس که هیچی ولی برگ های بامبو م رو تمیز میکنم .
.
۳ - توی باشگاه ما توی سالن چند منظوره ایم و کارمون تا ساعت ۵ طول میکشه . سالن بدن سازی زیرزمین ه و از ساعت ۴ و نیم آقایون میرن داخلش ( ما طبقه همکف ایم ) . سری پیش هی میگفتن ازون در برید بیرون الان آقایون میان من توی فکر بودم که اینجا یه در بیشتر نداره از کدوم در بریم بیرون ؟ و داشتم واسه خودم میرفتم بیرون که یه آقا یه چیزی گفت . من خیلی متفکرانه گفتم از کدوم در برن بیرون ؟ بعد دوستم گفت میگه به خانوما بگید زودتر بیان بیرون آقایون منتظرن. من 😐
.
۴ - همیشه توی فکرم بود که دکمه های یخچال که بالا هستن دست بچه نمیرسه پس چرا قفل کودک داره و هیچوقت به نتیجه نرسیدم تا اینکه جاریم اومد خونمون هرچی رو نمیتونست بده دست بچه ش بغلش میکرد که دست بزنه خرابش کنه :/
.
۵ - طبقه بالایی مون یه نوزاد و یه پسر ۴ ۵ ساله داره . روزها این بچه از این ور اتاق میدوه اون ور اتاق و طبیعیه که خیلی سر و صدا داره . یبار میخوام برم دم خونه شون به خانومه بگم تو که نی نی داری اینو نمیبری پارک بدوه بده من ببرمش حداقل یه کم خودت با آرامش استراحت کن . یا حداقل بزار بره توی حیاط بازی کنه . خونه ۴۰ متری مگه چقدر جا داره برای بازی کردن و دویدن یه بچه ؟
.
۶ - رفته بودیم توی شهرستان ختم ! من همین جوری روح طور رفتم گفتم زشته رژلب بزنم . نوه های مرحوم خیلی شیک و زیبا آرایش کرده بودن . دختر عمو های مامانم که مانتو ی عنابی شون رو با رژلب عنابی ست کرده بودن و ... . به مامانم میگم فکر کنم فقط من عزا دارم . ما به احترام اینا آرایش نکردیم اینا خودشون هفت قلم مالیدن 😐
.
۷ - وقتی توی ییلاق داشتیم کار میکردیم من هربار میرفتم آقای همسر رو صدا میکردم داداش کوچیکه سریع میومد دقیقا وسط ما وایمیستاد میگفت چی آوردی بخوریم ؟ یعنی هررررربااااار
.
۸ - یه دوست داریم که وقتی زن نگرفته بود خیلی رویایی فکر میکرد . میگفت آدم ازدواج میکنه هی میره بیرون دور میزنه خوش میگذرونه...
گفتم تا یکی دو سال اول ازدواج که بیشتر دعواست تا خوش گذرونی ، مثل احمق ها نگاهم میکرد :/ حالا زن گرفته آقامون میگه گفته ما در هفته سه چار بار قهر میکنیم . گفتم چجوری سه چار بار قهر میکنن ؟ آدم یبار قهر میکنه سه چار روز قهر می مونه ولی سه چار بار قهر توی هفته طبیعی نیست . خلاصه که از تجربیات دوستای متاهل تون استفاده کنید . سکه گرونه پس با هم بسازید :)