میدونی مَرد من بلد نیستم با ناز و عشوه حرف بزنم ، حتی بلد نیستم مو رنگ کنم دلبر بشم ، اصلا فکر نکنم این چیز ها توی من تغییری ایجاد کنن ...
نهایت دلبرانه بودن من اینه که یه لاک بزنم و خط چشم بکشم . عوضش عاشقانه هام رو میریزم توی خورشت قیمه و قورمه سبزی . دوستت دارم هام رو لای برگ مو میپیچم و برات باهاشون دلمه میپزم . عصر ها " عاشقتم " هام عطر کیک وانیلی گردویی میگیره و پُر میشه توی تمام خونه و با یه لیوان چای دارچین به استقبالت میام .
میدونی دوستت دارم ها برای من جور دیگه ای معنی میشه  ...