همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

جام جهانی که نه ، فقط چشمات

چشم هات ، چشم هات ، چشم هات ...
تو با اون چشم هات ۲ هیچ از من جلو بودی ، میدونستی برای چشم هات میمردم ؟ نمیدونستی . اتفاقی نگاهم افتاده بود به نگاهت و توی نگاه تو هیچی نبود . هیچی از نگاهت پیدا نبود ، نه عشق نه نفرت نه شیطنت ، هیچی ، خالیه خالیه . چشم دروازه ء دل بود و انگار تو در های قلبت رو روی من بسته بودی و من کم کم فهمیده بودم که عاشقت شدم . انگار فرو رفته بودم توی یه چیزِ غلیظِ سیاه که چشمای تو بود و نه راهِ پس داشتم نه راه پیش و تو حواست به هرچیزی بود جز من ...
.
پ.ن : دستم‌خورد دو سه تا از نظر ها پاک شد . از آبان عزیزم و آقا مهدی و فابر به شدت عذر خواهی میکنم ، ببخشید لطفا :'(
۷
۲۱ خرداد ۲۲:۱۶ آسـوکـآ آآ
به به:-)

امان از چشماش ...

http://s8.picofile.com/file/8328952184/Marghoob_WikiSeda_.mp3.html

ولاغیر!

مچکرم ^_^

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان