همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

وا !

در حالی که با پشتی ها برای خودمان روی بالکن خانه پدری در شهرستان سایه بان درست کرده ایم و ویو مان این است پست مینویسیم ...
( فرض تون این باشه که من آدم‌ جالبی نیستم ! ) طبیعتا اینجا وطن مامانه و روزه ش درسته و من نه . در نتیجه اینجا همه جز مامانم روزه خواریم :/ دیروز که ما اومدیم آقاجون و صُغی هم اینجا بودن ( طبیعتا آقاجون اینا هم اینجا خونه دارن و روزه ن ) . صادقانه بگم ، صد سال هم که از پیوستن صُغی به خانواده گذشته باشه هرچقدر هم خوب و مهربون و کیوت باشه من دوستش ندارم. خلاصه که هر وقت که ما اینجاییم اونم اینجاس انگار نه انگار که باید بره خونشون . خلاصه که ما اومدیم و بساط چایی به راه بود دایی هم اومده بود . دیدم آقامون چاییش رو برداشت آورد توی آشپزخونه یواشکی خورد گفت اینا روزه ن روم نمیشه چایی بخورم  :||
بعد تر آقاجون داشت میرفت خونشون به صُغی گفت بیا بریم و صُغی مایل نبود بره گفت میام حالا و نمیخواست بره ! گفتم آقاجون ببرش مامانمم ببر ما میخوایم غذا بخوریم معذبیم و بالاخره با بی میلی رفت . مامان میگه ناراحت شد بیرونش کردی :/

۶
۱۸ خرداد ۲۲:۰۲ آسـوکـآ آآ
ای بابا خب آدم میخواد تو چاردیواریش راحت باشه دیگه:-|
چه ویوی خوبی:-)

اره :/ 

مورد داشتیم داداش بزرگه میگفت این دو روزه خونه ماست من دو روزه با لباس بیرون نشستم روم نمیشه لباس توی خونه بپوشم :/
جای شما خالی

۱۸ خرداد ۲۲:۰۳ علی خراسانی
صغی؟!!!!!!!!

اره ! 

شما دیر اومدید وگرنه بقیه صُغی رو میشناسن! 

این صغی،زنِ بابابزرگته؟؟
چون خودم یدونشو دارم حس کردم داری راجب همچین کشی میحرفی😅

آره . توی چند تا پست قبل درباره نوشته بودم ...

منم نمیشناسمش

عه خب درباره ش مینویسم . زن بابا بزرگمه

احساس خنکی و هوای خوش بهم دست داد ویو رو دیدم D:
صغی گمونم از اوناست که زودی ناراحتی ها رو فراموش می کنه:)

اره جات خالی خیلی خنک بود .

صغی از اون ست که روست نداره بره خونه ش !!

۱۹ خرداد ۱۲:۴۷ صـــا لــحـــه
عجب چشم اندازی! آدم هوس مسافرت میکنه!

اره . جاتون خالی :))

۱۹ خرداد ۱۸:۳۷ ستاره سهیلم

خب منم وا !!!

بابا مهمون ی روز دوروز بقیه اش دیگه نفس گیره !

والا

منم بازم همون وا !

:))))

البته بستگی داره مهمون کی باشه . بعضی مهمون ها اصلا بیان تا آخر عمر بمونن بس که خوبن ...

۱۹ خرداد ۱۸:۳۸ ستاره سهیلم
راستی ویو عالیه


سرسبزی هاتون مستدااااام


ممنونم ‌. دلتون سبز =)

شاید جور دیگه ای میگفتی بهتر بود..مثلا جلوی خودش نمیگفتی

آره ...

گفتم مامانمو هم ببرن 😃 منتها مامانم نرفت :/

من دیر رسیدم این و ندیدم :( بدبختی از این بیشتر ؟

عه چرا ندیدی ؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان