همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

خدا حفظم کنه !

پریروز صبح که از خواب بیدار شدم تلفنم زنگ خورد ، دیدم شماره ش عجیب غریبه گفتم حتما داداش بزرگه ست ^_^
جواب دادم ، همینجوری داشتیم حرف میزدیم پرسیدم تقسیم شدی ؟ کجا افتادی ؟ جواب نداد ! پرسید کجایی ؟ گفتم خونه . گفت خونه ؟؟؟؟ آقای فلانی هست ؟
و اونجا بود که من فهمیدم این داداش بزرگه نیست !!
.
پ.ن : صداش خیلی شبیه داداش بزرگه بود .
۱۱
آقای فلانی بود حالا ؟tp://

نه نداشتیم ، حیف . حالا هرچی فکر میکنم فامیلی آقاهه رو هم یادم نمیاد !

خدا حفظت کنه خانومی:))

ممنونم . همچنین شما رو :))

الان من اگه جای داداشتون بودم خودمو از ساختمونی جایی مینداختم پایین :)
چطور صدای داداش رو از یه نفر دیگه تشخیص ندادید هرچقدر هم که شبیه :)

چرا ؟ طفلک داداشم :(

خواب بودم خب !!

به به :)))))))

:))

۰۱ خرداد ۰۰:۱۶ نرگسِ مَست
من هیچوقت تجربه ی چنین چیزی رو نداشتم همیشه همه‌ی صداهارو تشخیص می‌دم.
خیلی جالب بود.

:))

حالا خوبه فقط سوال پرسیدین خودتون امار اشتباه ندادین :دی 
اگه دیگه خیلی شانس بیارین طرف مزاحمتونم نشه ...


خب من اصولا سوال میپرسم !

.
دقت کردم طرف از خارج زنگ زده بود نه شهرستان 😐

تماس اشتباهی از خارج هم ارزوسسسست : دی 

:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان