همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

خانواده هایی متفاوت

خب قبلا تصمیم گرفته بودم درباره تفاوت خانواده ها بنویسم ، پس مینویسم :))
نباید توقع داشته باشید که همه خانواده هه عین خانواده شما باشن ، همه لوبیا پلو رو عین شما با ماست بخورن ، دقیقا همون کارهایی رو بکنن که شما میکنید ، غذا ها رو همون جوری بپزن که شما میپزید ، وقتی ازدواج میکنید با این حقایق روبرو میشید و میفهمید همه مثل ما نیستن و طبیعتا هرچی توقع تون ازشون کمتر باشه کمتر اذیت میشید !
.
- یادمه نامزد که بودیم یبار رفتیم خونه مادر و پدر همسرم . موقع ناهار یه کاسه لوبیا ی پخته شده آوردن سر سفره گفتن خانومی خانوم ( مادر همسرم همه رو خانم و آقا خطاب میکنه ! حتی بچه های خودش رو !! ) بفرمایید خوراک لوبیا ! من در حالی که اینگونه O_o به کاسه لوبیا نگاه میکردم پیش خودم میگفتم " دارن باهام شوخی میکنن ، این فقط یه کاسه لوبیا ی پخته ست از اونا که میریزن توی آش نه اونا که اسمش خوراک لوبیا ست ! " . بعد تر فهمیدم که واقعا خوراک لوبیا شون عین مال ما نیست . طبیعتا این تفاوت های غذایی به اینجا ختم نمیشه ...
- دومین تفاوت میشه تفاوت پوشش ! بعضی وقتها آدم ها عجیب علاقه دارن شما رو به راه راست یا راه کجی که اونا فکر میکنن راسته هدایت کنن و از هیچ فرصتی جهت امر به معروف و نهی از منکر نمیگذرن.
- تفاوت بعدی که البته فکر نکنم بشه اسمش رو تفاوت گذاشت اینه که شما و همسرتون رو به عنوان یه خانواده مستقل نمیپذیرن و وقتی استقلال تون رو قبول نداشته باشن براتون تصمیم میگیرن و شما رو مجبور میکنن که تصمیمات شون رو انجام بدید ! به راحتی قضاوت تون میکنن و حتی ممکنه درباره ملحفه متکا تون هم نظر بدن ! این بین هم ممکنه به دعوت کردن توی هم اعتقادی نداشته باشن و بگن ما دعوتی نیستیم و میخواین بیاین خونه مون پاشین بیاین ما دعوت تون نمیکنیم . پس شما خونسردی و استقلال خودتون رو با رعایت احترام حفظ کنید و جوری رفتار کنید که دوست دارید و اونجوری تربیت شدید ، آدمی که یه عمر بدون دعوت جایی نرفته یه شبه نمیتونه سرش رو بندازه پایین و بدون خبر خودشو دعوت کنه مهمونی ، قبل اینکه جایی برید زنگ بزنید به صاحبخونه بقیه چیز ها خودشون کم کم درست میشن ...
- تفاوت بعدی اهمیت تون هست . شاید توی خانواده تون هرسال براتون تولد بگیرن ، روز تون رو بهتون تبریک بگن و کلا مناسبت های مربوط بهتون رو یادشون بمونه ولی توی خونواده جدیدتون این چیز ها اهمیتی نداشته باشه و طبیعتا از تبریک و کادو هم خبری نباشه ‌. این رو نباید دلیل بر " بی اهمیت دونستن شما یا چشم دیدنتون رو نداشتن " بدونید . فقط اون ها به این چیز ها اعتقادی ندارن ، نمیخوان بی احترامی کنن . از قبل نداشتن ، الانم ندارن ، بعدا هم نخواهند داشت ، به همین سادگی !
-
فعلا دیگه تفاوتی به نظرم نمیرسه ، تفاوت های خود را با ما در میان بگذارید =))
۸
ما هنوز درسمون به اینجا نرسیده :-)

انشالله درستون به اینجا هم میرسه :))

۰۶ ارديبهشت ۱۹:۳۱ بـانـوی بـرفـی
واگه این ها بین چهار تا فرزند فقط واسه ی یکی اتفاق بیفته میشه فرق گذاشتن
کسی که اینطوری باشه باید واسه همه یه جور باشه

سخت نگیرید. توی خونه ما مامانم برای تولد داداش ها کادو میخره ولی برای من نه ! غیر از اینه که اونا هم برادر من هستن ؟ نه ، پس من ناراحت نمیشم .

۰۶ ارديبهشت ۲۰:۴۶ صـــا لــحـــه
سلام خانومی! یه مدت نبودی... جات خالی بود!
تفاوت یعنی پدر و مادرت یه عمر تو رو جوری تربیت کنند که عاشق کتاب و درس و اینا باشی، بعد خانواده همسر جوری به قضیه نگاه میکنند انگار تو احمقی که داری وقتت رو واسه این چیزا هدر میدی!

سلام خانوم ، بودما منتها پست نمیزاشتم !

آخ آخ این تفاوت واقعا خیلی دردناکه، توی اینجوری مواقع من میگم موسی به دین خود عیسی به دین خود . یعنی من کاری به شما ندارم شما هم کاری به من نداشته باشید !!

۰۶ ارديبهشت ۲۱:۰۹ صـــا لــحـــه
بازم بگم؟
مثلا این که توی یک خانواده‌ ای باشی که اصلا اهل تعارف کردن نیستند و خیلی راحت برخورد میکنند با مهمان، بعد میری یه خونواده ای که اونقدر تعارفی اند که چهارچشمی ظرف غذات رو نگاه میکنند تا بهت تعارف بزنند... البته درصورتی که غذا زیاد بیاد وگرنه اگر کم باشه، از همون اول خودشون توی بشقابت به میزانِ لازم غذا میریزند!
:(

واااااآااااااااااای . جانا سخن از زبان ما میگویی! 

۰۷ ارديبهشت ۱۱:۱۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
دو نفر از یه خانواده می تونن کلی فرق باهم داشته باشند! چه برسه به دو تا خانواده متفاوت!

دقیقا !

ما که فعلا از هر دو جهان فارغیم ... ولی امیدوارم روزی روزگاری درباره رنگ متکام نظر ندن :/ 

اصلا راجع به یه چیز هایی نظر میدن که آدم هنگ میکنه :)) ولی اینم بگم که همیشه نظر نمیدنا ...

انشالله به جمع متاهل ها بپیوندید 

همه اینایی که گفتی هست ، یکیم من بگم : مثلا ازین ادمها نیستی که سرتو بندازی پایین بری سر یخچال خونه خاله هات حتی ! بعد خونه مادرهمسرت اگه راحت نری سر یخچالشون فکر میکنن معذبی هی میخان ی کاری کنن راحت باشی ! نهایتا بعد ی مدت ب اینجات (اشاره ب زیرگلو) که میرسه ، صداتو میندازی ب سرت و کلی هوارهوار میکنی سر همسرت که باباااااا من خونه خالمم سر یخچال نمیرممممم چرا فکر میکنی معذبمممم من وقتی معذبم که اب میخام و میگی از تو یخچال بردار مثلا میخای منو اوکی کنی با خونتون ! و خلاصه اینجوری میشه که سما طی نیم ساعت ۹۰ درصد تفاوت ها رو تو صورت همسرت میکوبی و ن۹۰ درصد تفاوت ها حل میشه !


حالا کلا امیدوارم که کمترین تفاوت هارو داشته باشین ، شکرخدا من تنها مشکلم این بود ! خیلی شبیهیم خانواده هامون .

خداروشکر. منم سر یخچال نمیرم منتها از شیر آب آب میخورم :))

از سری تفاوتهای ما همانا بدون هماهنگی با ما مهمان دعوت کردن و پاسخ مثبت به دعوت کنندگان است

واااااآااااااااااای نگو ، بزار من برم سرم رو بکوبم به دیوار !

چه خونواده خوبی
این رفتار ها معمولا از روی صفا و سادگیه

اره :)

۰۹ ارديبهشت ۱۲:۰۳ بانوی تیر ماهی
راجع به بند آخر پستت .. خب چرا وقتی خانواده ای تولد و مناسبت نمیگرفته وقتی عروس جدید وارد میشه یادش میافته تولد و سالگرد و عیدی ؟ با این تفاوت چه کنیم که از عروس انتظار انجام این مراسمات رو دارن؟

و حتی اینکه م ش محترم خودش بی دعوت جایی نمیره اما از عروس میخواد که بی دعوت بیاد خونش و اگه نیاد حمل بر دوست نداشتن میشه >.<

خب بزار بگم :) نمیدونم همه اینجورین یا فقط ما اینجوری ایم، برای عید بزرگتر ها به کوچیکتر ها عیدی میدن . حالا نمیدونم خانواده همسر این رسم رو ندارن یا به روی خودشون نمیارن ولی عیدی نمیدن ، مثلا شاید توی این سالها یکی دوبار به من عیدی داده باشن ولی مادر همسر توقع داره بهش عیدی بدیم ! ولی من اینکار رو نمیکنم چون چند بار که انجام داده بشه توقع میشه .

مورد بعدی ؛ توی خانواده همسر پدر و مادرشون برای خودشون تولد میگیرن ! من اینو نمیپسندم، چطور میتونی برای خودت تولد بگیری توقع کادو داشته باشی ولی تولد بچه ت رو بهش تبریک هم نگی ؟ من یه جوری برنامه ریزی میکنم که تولد ها شون نرم !!
مورد دوم مال ما برعکسه اونا بدون دعوت همه جا میرن ولی من نه . یبار مادرشوهر گفت پدر و مادر تو نمیخوان با ما رفت و آمد کنن خونه ما نمیان من گفتم بدون دعوت جایی نمیرن، دعوت شون کنین میان . گفت ما دعوتی نیستیم میخوان بیان نمیخوان نیان من :|
.
یه مدت به روش خودت زندگی کن ، اونا کم کم یاد میگیرن، ممکنه این مدت خیلی طولانی بشه ولی بالاخره جواب میده ...

۱۱ ارديبهشت ۱۲:۵۴ بانوی تیر ماهی
وقتی جواب میده که من پیر شدم :-(

عزیزم :(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان