همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

من یادمه

مدتیه که جناب همسر شده مدیر ساختمان ! امشب وقتی داشت قبوض برق ، تلفن و عوارض ساختمان واحد ها رو میبرد که بهشون تحویل بده مدیر سابق خِفتِش میکنه که " تو چرا داری میبری قبض ها رو ؟ اصلا به تو چه ؟ خودشون بیان ببرن ! منم نمیبردم قبض ها رو براشون "
به مرد خونه میگم عه ؟! یادش نیست اون اولا که تازه اومده بودیم اینجا یه شب که تو سر کار بودی حدودای ساعت ۹ و ۱۰ شب ، اومد زنگ واحد رو زد . دلم نمیخواست در رو باز کنم ، از پشت در گفتم بفرمایید ؟ گفت فلانی هستم قبض برق تون رو آوردم . گفتم بزارید همونجا آقامون که اومد میگم برداره . گفت : شماره تلفن آقاتون رو میخواستم گفتم آقامون که اومد میگم شماره ش رو بهتون بده ! و در نهایت امیدش رو ورداشت و رفت !
بعد همون دیقه زنگ زده بود به آقامون که رفتم در خونتون زنت در رو باز نکرد !!!!
.
خلاصه که ما حافظه مون خوبه ، بعله !
۱۳
۱۰ اسفند ۲۱:۳۰ سامان رسولی
ای ول 

😎

۱۰ اسفند ۲۱:۴۲ آشنای غریب
من که نمیدونم در این مواقع باید چی کامنت بنویسم
شما هرچی خواستین برداشت کنین :)))  : )))

اینا درس زندگیه که دارم میگم ها . 

درس امروز : ۱ -اگه حال نداشتید در رو باز نکنید ! ۲ - کلا در رو برای غریبه ها باز نکنید ! :)

۱۰ اسفند ۲۳:۰۹ هولدن کالفیلد
بزنید دهن همه رو پر خون کنید! این درسته :دی

=)))))


۱۱ اسفند ۰۱:۴۷ رقَـیـه ..
حقا که مردم چه پر رو ان :|

اره والا 

مدیر ساختمان بودن مسؤولیتش زیاده. هر ماه ریز فعالیت های یه مدیر ساختمون رو تایپ می کنم براش. یعنی مجبوره ریز به ریز خرج ها رو ثبت کنه که بعدش به فنا نره:)
به آقای همسر بگو مواظب این قضیه باشه.

اره میدونم . حواسمان دقیقا هست ، ممنون ^_^

عجب رویی داشته!!

خیلی پررو و به شدت هیز هست !

حالا من بودم در رو باز می کردم :| 
من فک کنم بچگی هام به داستان شنگول و منگول خیلی عمیق و مفهومی فکر نکردم :|||

از اونجایی که ماها هیچوقت حجاب مون توی خونه مثل حجاب خانم های داخل سریال نیست تنبلیم اومد برم چادر سر کنم ، پس در رو باز نکردم ! در همه حال راحتی خودت رو در نظر بگیر دخترم :))

یکی از دلایل مدیر ساختمون شدن برای بعضیا دلایلیه که خودتونم میدونید
تو برج ما ماهی 800 تومن فقط حقوق مدیر ساختمون ماست
خوشم اومد که رو بهش ندادید
کاش همسرتون هم چنین مسئولیتی قبول نمیکرد الان آدمها خیلی قابل پیش بینی نیستن

واقعا ؟ 😞 بیام توی برج شما مدیر ساختمون بشم !!

اینجا نهایتا مدیر ساختمون حق داره شارژ واحدش رو پرداخت نکنه ...
اره . ما هم یهو موندیم توی عمل انجام شده ، البته وضعیت ساختمون الان خیلی بهتره ...
 مدیر قبلی الان خیلی مایله که مدیریت رو پس بگیره ! ولی ما کوتاه نیومدیم هنوز 😂

۱۲ اسفند ۰۰:۲۰ آقاگل ‌‌
جام رمضان برگزار کنید برا اعضای ساختمون که شاد بشن. :)
احسنکتم به این حافظه. فقط نمی‌ودنم چرا یاد اون چیچی بود اسمش خونه پدرتون جا گذاشته بودین افتادم:دی

جام رمضان چیه ؟

😎
اون بار من سه تا ساک وسیله داشتم ، قرار بود آقاجون اینا رو هم سر راه برسونیم. من هنوز آماده نشده بودم آقاجون آماده شده بود هی میگفت ما رفتیم :|| منم هول شدم شمارش ازندگی دستم در رفت کیفم جا موند !

۱۲ اسفند ۱۴:۰۷ آقاگل ‌‌
مدرسه ما قدیما به مناسبت ماه رمضون توی این ماه جام رمضون برگزار می‌کرد. :)
گل کوچیک.

اها :)

فکر خوبیه :))

سلام
بی‌حوصله از خواب پاشدم یهو گفتم برم وب خانمی بخونم و انرژی بگیرم
خوووبی خانمی مهربون
خیلی کارخوبی کردی که در باز نکردی
شاید هرکس دراین موقعیت بود در باز میکنی
خب خلااااصه بگم خوشم اومد از کارت😘💟💟

سلام عزیز دل اینجا خونه خودته خوش اومدی =))

خداییش سخت بود برم چادر سر کنم بیام در رو باز کنم ! 

هنوزم دارم بابت اون جمله که «از اونجایی که ماها هیچوقت حجاب مون توی خونه مثل حجاب خانم های داخل سریال نیست تنبلیم اومد برم چادر سر کنم ، پس در رو باز نکردم !» شادمانی می‌کنم :)

دفعه‌ی بعد اگه حرفی زد، چشمشو در بیارین :)

+اینجور مواقعه که ذوق می‌کنم بابت اینکه توی آپارتمانمون خودمونیم و عموهام.

خوشبحالتون =))

والا بخدا یه سری ها شون میان هر دو ثانیه ۶ بار میزنن به در ! هر سری هم میگم چند لحظه صبر کنید ، الان باز میکنم باز دوباره در میزنن!!! 

اجازه بده من هیچی از ماجراهای ساختمون نگم :دی
یه حالتی نوشتی قشنگ حس میکنم اومده بوده گولت بزنه درو وا کنی :|

نه احتمالا اومده بوده ببینه ما شاخ یا دم نداشته باشیم ! ما خونه مون طبقه اوله قبوض رو میزنن به بوردی که طبقه اول کنار خونه ماست بعد قبض مارو گرفته دستش آورده تحویل بده که به بهانه قبض فضولی کنه ! خوته اونا توی طبقه سومه! 

۱۴ اسفند ۰۰:۵۶ פـریـر بانو
این پست مرا به فکر فرو برد :|
یادم باشه درو رو غریبه‌ها وا نکنم :دی

:: ما که هیچوقت آپارتمان نشین نبودیم ولی به نظرم مدیریت باید سخت باشه نه؟ ایشالا که به مشکل نخورین و همه‌چی خوب باشه تا تهش :)

آره در رو واسه غریبه ها باز نکن :))

اره تقریبا سخته چون یه سری آدم ها حرف آدم رو متوجه نمیشن ! 

۱۴ اسفند ۱۵:۰۴ آسـوکـآ آآ
من همیشه همینجوری درو باز می کنم
بعد می پرسم کیه! :|
خدایی کارت عاقلانه بود :|

😎 من تا طرف رو میبینم در رو باز نمیکنم !

۱۷ اسفند ۲۱:۱۱ פـریـر بانو
چشم :))
اوهوم همینطوره... کلا مدیر بودن سخته :|

چشمت بی بلا عزیزم . آره سخته ...

۱۸ اسفند ۱۶:۳۸ صدای سکوت من
عالی


*********
در تلگرام بامشاهده تبلیغ درآمد کسب کنید
 https://goo.gl/XiPGzF
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان