همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

تنهایی نوردی

بعد از مدتها تصمیم گرفتم خودم تنهایی و مجرد طور برم خونه بابا اینا . صبح کارامو کردم و راه افتادم . توی مترو بودم که حس کردم بعله حالم داره بد میشه . از مترو که پیاده شدم دیدم دیگه واقعا نمیتونم اون ۵ دیقه پیاده تا خونه برم :/زنگ زدم به داداش بزرگه که من دم مترو ام حالم بد شده بیا منو ببر :||
خلاصه که اینقدر حالم بد شد که رفتم خونه خوابیدم بعدازظهر هم با داداش کوچیکه رفتم خرید :|
الانم مامان و داداش کوچیکه دارن منو میبرن خونمون . حالم هم خوبه :||
پیام اخلاقی : بدون همسران خود بیرون نروید با تشکر :||
۱۱
۱۴ آبان ۱۹:۲۹ مضراب ...
:)) نمی گی عوضش با داداشت رفتی خونه؟ 

راستی یعنی من بشینم خونه تا همسرانم پیداشون بشه؟ :))

اره خب باهاش رفتم ولی واقعا حالم بد بودا . خدا نصیب گرگ بیابون نکنه 

آره آره :)))

۱۴ آبان ۲۲:۲۴ آشنای غریب
نتیجه اخلاقی
شاید بهتره بگین بدون اطلاع به کسی نرید
یهو یه چیزی شد کسی خبر دار باشد :))

اتفاقا همه خبر داشتن ! 

+ بر روی یاری دیگر اعضا خانواده حساب کنید =))

۱۵ آبان ۱۱:۰۹ آقای سر به هوا ...
مردا دوای همه دردهای بشریت هستن :))

از دست شما مرد ها =))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان