همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

یه روز

یک روزی چشم هات رو باز میکنی و میبینی بین روزمره گی ها گیر افتادی . یه روزی خودتو بین ظرف های نشسته ، لباس های تا نشده ، اتو کردنی ها ، جارو و گرد گیری و این چیز ها گم میکنی و اصلا یادت میره چی دوست داشتی و چی میخواستی ...
از اون روز تو کم کم شروع میکنی به تموم شدن . یادت باشه نزاری روزمرگی ها کم کم تو رو از بین ببرن.  دخترک حواست به خودت باشه ، تو قلب تپنده ء یه زندگی ای ....
۱۶
بالا و پایین تو زندگی هر کسی هست
شاید یه روزایی دلت بخواد همون دختر تنبل روزهای دور و نزدیک باشی :)

نه اتفاقا دلم نمیخواد اون دختر تنبل باشم ولی دلم میخواد یه روزایی برای خودم وقت داشته باشم ...

مرسی عالی بود 

:)

۰۴ آبان ۱۱:۵۶ ❤مامان احمدرضا❤
وای خانومی نگوووووک هزارتاکارنکرده دارم واقعاهمه هم تکرارین 
ازوقتیکه نی نی دارشدم کاروخونه همه مونده :)

عزیزم :)))

قدم نو رسیده مبارک ^_^

پس خوبه یه وقت برای خودت خالی کنی :)

دارم سعی خودمو میکنم ^_^

۰۵ آبان ۱۳:۴۸ مضراب ...
کاش همه دچار بشیم به روزمره هایی که برای خودمون هست. برای خونه خودمون زندگی خودمون! 
خانومی بازم یه قدم جلو تر از امثال من هستی که روزمره هامم برای بقیه هست! والاااا 
(شکلک حاجاقا مشغول گول زدن ملت برای شکرگزار بودن!!!)

چه باحال ، الان من وبت کامنت گذاشتم برگشتم وب خودم دیدم کامنت گذاشتی =))

میدونی اولش این روزمرگی ها آنقدر ها هم بد نیستن ولی از یه جایی به بعد واقعا اعصاب خورد کن میشن ...
مثلا هرروز باید ظرف بشوری ، خونه تمیز کنی ، غذا بپزی !!

۰۵ آبان ۱۳:۵۳ مضراب ...
خب این بر می گرده به روحیه خود آدم. کسانی که از انجام کارهای تکراری خسته می شن موقع انجام کارهای روزانه حس روزمره بودن بهشون دست می ده. 
خودم کارهای تکراری و یه روند منظم رو دوست دارم!

چه جالب . 

من کارهای تکراری رو دوست ندارم ...

۰۵ آبان ۱۳:۵۴ مضراب ...
زیاد پیش میاد یواشکی وب ملت رو بخونم. پستت رو همون دقایق اولیه خونده بودم و لایک کردم ولی کامنت گذاشتن رو می ذارم اغلب بعد از یکی دو روز:)))

خییییییییییلییییییییی هم خوب ^_^

۰۷ آبان ۱۷:۱۸ ماهی کوچولو
من که هر جور شده از روزمرگی فاصله میگیرم البته یه روزایی واقعا سخته

خوب میکنی ، اره بعضی روزا واقعا سخت میشه ...

۰۸ آبان ۱۵:۲۸ بیمه زندگی مان
یکی بود میگفت کاش مریض میشدم در حد بستری تو بیمارستان. که ازین طریق بتونم استراحت کنم از زندگی فاصله بگیرم. 
سخت نگیرید

وای :/

حالا من در اون حد هم نیستم ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان