رفته بودم به بابا اینا کمک کنم . داشتیم ابزار ها رو جمع میکردیم، بابا گفت اون پیش دستی ها رو هم بردار . هرچی گشتم هیچ پیش دستی ای ندیدم ! در آخر به بابا گفتم بابا پیشدستی نیس که . بابا با همون خونسردی خاص خودش اومد یه ابزار از روی زمین برداشت گفت ایناهاش!  من :||
گفتم این پیشدستی نیست که گیره ست ! حداقل من بهش میگم گیره پرتابل ...
خلاصه دو هفته ء تمام با داداش ها و جناب همسر به پیش دستی خندیدیم تا اینکه چند روز پیش دوباره اون موجود نازنین رو دیدم البته توی دی جی کالا و فهمیدم چون بابا تند حرف میزنه ما چهار تا اشتباه میشندیم ! این شما و این هم پیشدستی :||