همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

مورد ۱۸

۱ - رفتم پارچه بخرم ، آقاهه اومد هی توضیح بده که اینو ببر اونو ببر همون اول گفتم من اون پارچه هه رو میخوام . برگشت گفت خیلی ممنونم ازت که انتخابت رو کردی ، خانوما میان اینجا همه رو باز میکنم میبینن آخرش هم نمیخرن میرن !
.
۲ - مامان یه سجاده خیلی خوشگل آورده نشونم داده میگه دوستم واسم از مشهد آورده ببین چه خوشگله ، بدم به تو یا بزارم کنار واسه عروسم ؟ میگم همه چیزای خوشگل که نباید واسه دختر خونه باشه ، بزارش کنار واسه عروست ...
.
 ۳ - دوستم بارداره، بهش گفتم دست بزنم به نی نی ت ببینم چجوریه ؟ گفت بزن . دستمو گذاشتم رو شکمش ...
میگه : ببین تو دستتو گذاشتی رو نافم ، نی نی پایین تره ...
میگم : من اولین بارمه نی نی ندیدم تا حالا :/
.
۴ - دوستم میگه مامانم متولد سال ۴۶ عه ، من ۶۶ ام بچه م ۹۶ ای میشه :))
من : ۹۶ یا ۷ ؟؟
اون : ۹۶ . بهمن به دنیا میاد دیگه ...
من : بهمن سال دیگه ، خب میشه ۹۷ دیگه ...
اون : بابا همین بهمن . مگه من فیل ام ؟ :/
من : آقا من شب خوب نخوابیدم الان هنگ کردم :||
.
۵ - اسکار خنده دار ترین لحظه هم میرسه اون لحظه که از آقای همسر و آقای دوست چند تا عکس گرفتم بعد گفتم حالا یه سلفی سه تایی بگیرم ؟ آقای خونه گفت لازم نکرده و گوشی ش رو ازم پس گرفت  :)))
.
۶ - الان بری انقلاب یه مدرک بخری سه هفته طول میکشه که مدرک رو بسازن بهت تحویل بدن . بعد ما دانشجو که میاد مدرکش رو بگیره اسمش رو مینویسیم میگیم برو سه ماه دیگه بیا !!
.
۱۴
۱۰ مرداد ۱۴:۲۰ تیلوتیلو
چقدر وبلاگت را دوست داشتم
کلی وقته بدون اینکه زمان را حس کنم دارم میخونمت

ما هم شما رو دوست داریم . لطف کردی وبلاگم رو خوندی :)

شما وبلاگ نداری ؟ 

۱۰ مرداد ۱۴:۳۴ محمد فیروزیان
سلام جالب بود
ممنون

:) :/

۱۰ مرداد ۱۵:۵۱ آقاگل ‌‌
این موضوع خرید توی خانم ها خیلی جالبه. چندباری با خاله یا مادر رفتم برای خرید. اصلا کاری ندارن پارچه چیه میخوان نمیخوان. کلا باید یک دور همه لباس ها و پارچه ها رو دست بزنن. به قول خودشون ببینن جنسش چیه. :) 
.
4- باید میگفتین بچه است دیگه فعلا که عقلش نمیرسه اومدیم و دو ماه صبر کرد که پلاک 97 بخوره. :)

خب جنسش رو باید بفهمیم دیگه :)))

من یبار با دوستم و مامانش رفتم خرید ، اینقدر دور زدیم من حالم بد شد :/
.
عااااااااااالی بود ها :))))

۱۰ مرداد ۱۷:۳۱ مترسک ‌‌
نی‌نی :))

:))))

۱۰ مرداد ۱۷:۴۱ مضراب ...
شماره1: سابقه خرید شلوار بدو پرو هم دارم! یارو اینقده ذوق کرد که یه کاغذ نوشت دستم داد اگر خواستم تعویض کنم شلوار رو مشکلی نداشته باشم:))

شماره2: نترس عروس ها اینقده زرنگ تشریف دارن که دو روز دیگه سوغاتی مربوط به خودت رو هم سهم خودشون می دونن:))

شماره3: همراه عروسمون بودم زایشگاه یه دختره بهم گفت می تونی شلوار بچه ام رو تنش کنی؟ گفتم آره رفتم همچین بند ناف و پوشک رو میزون کردم و شلوار رو تن بچه کردم که دختره شوکه نگاه می کرد بعدش گفت چند تا بچه داری؟ گفتم هنو ازدواج نکردم باور نمی کرد:)))
گمونم بچه و مادر باردار زیاد دور و برت نبوده D:

شماره4: بی خوابی خر است! هنگ نمی کنم ولی اساسی میرم تو در و دیوار وقتی نخوابیده باشم.

شماره5: جالبه خو مگه تو گوشی خودش نبود عکسا؟ شاید ترسیده بعداً مقایسه اش کنی با رفیقش:))

شماره6: والا از خدا که پنهون نی.. از شما چه پنهون که بنده 5 سال نرفتم دنبال مدرکم؛ دانشگاه خودش زنگ زد بیا این کاغذ پاره رو وردار ببر حالا دیگه:)))

۱ - عاااااالی :)))

.
۲ - پیشاپیش سوغاتی هام کوفت بشه :)))
.
۳ - دمت گرم 
.
۴- منم 
.
۵ - آخه قرار بود عکسا رو واسه دوستش هم بفرسته . اصلا چه معنی داره دوستش عکس منم داشته باشه ؟ دهع 
.
۶ - آفرین به اونا :))

۱۰ مرداد ۲۱:۲۸ هولدن کالفیلد
یعنی مورد 6 ها :| آخ آخ

:))))

من با اینکه حوصله خرید دارم اما وقتی با مادرم میرم بیرون واسه خرید، بعد از مدتی فقط در حالی که دو کیلو کله رو بالا پایین می کنم راه میرم!
مورد داشتیم از ۴۷۹۰ روسری که از چشم گذشتند ۴۷۳۰ مورد پسند واقع شده اما آخرش هیچی نخریده!

وای نهههههههههههههه. من با مامانم سعی میکنم نرم خرید ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان