همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

این چند روز

یه کم روزانه بنویسم طلسم ننوشتنم بشکنه !
 قرار بود سه شنبه بریم عروسی آقای دوست ، از قبل برنامه ریزی کرده بودیم و قرار بود پدر و مادر آقای خونه رو هم با خودمون ببریم . از اینکه بخوام با کسی برم جایی اصلا خوشم نمیاد چون آدم اختیارش دست خودش نیست و یه جورایی انگار زیر ذره بینه! سه شنبه غروب رفتیم دنبال پدر و مادر آقای همسر و راه افتادیم به سمت محل عروسی . وقتی رسیدیم و وارد تالار شدیم برام تعجب آور بود که چرا مادر همسر با هرکی روبوسی میکنه منو معرفی نمیکنه ؟ یه جورایی توی ذوقم خورد ! بگذریم . همه چی خوب بود خدارو شکر.
وقتی برگشتیم خونه من شب تا صبح لرزیدم و عرق سرد کردم :/
چهارشنبه هیچ خبر خاصی نبود .
پنجشنبه صبح باید جایی میرفتم بعدش هم تولد دعوت بودیم ، حالا تولد کجا بود ؟ کرج :|
دیگه عصر با خستگی و بی حوصلگی راه افتادیم به سمت کرج .
فامیل های مامان رو دیدیم کلی خوش گذشت کلی تیکه بارمون کردن و کلی حرص خوردم !
الحق که مامانم تا تونست مارو کوبید جلوی فک و فامیلی که معروفن به چرت و پرت گفتن و حرف درآوردن . دیگه پشت دستم رو داغ کردم که مامان رو جایی نبرم با خودم ، دفعه اولش هم نبود که اینجوری بهمون بی احترامی میکرد ، نمیخوام درباره ش حرف بزنم اصلا.
برگشتیم خونه نشستم کلی گریه کردم از دستش .
.
پ.ن : فاصله بین شوخی و خنده و مسخره بازی و حال به هم زنی بسیار بسیار باریکه ، حواسمون به این مرز باشه لطفا .
.
پ.ن : از ملت طلبکار که نیستیم لطفا یه سوزن یه خودمون بزنیم بعد سیخ رو فرو کنیم توی جیگر ملت :|
۱۷
۲۵ تیر ۲۰:۳۸ گُل نِگار
یعنی آدم خجالت میکشه اشرف مخلوقات و .....
این پ.ن ها رو بدجور بدجور موافق و پَسند...
بسپاریم به زمان..^_*

اره واقعا . میسپاریم به زمان ...

۲۶ تیر ۱۰:۵۶ گل بهار ..
امااااااااااان از زخم زبون ها ..واقعا دلی که بشکنه رو چجوری میخوان جواب بدن ؟ 

نمیدونم والا

۲۶ تیر ۱۱:۲۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اصلا من میخوام یه کمپین راه بندازم با عنوان"نه به فضولی در زندگی مردم!"

راه بنداز . منم به کمپین ات میپیوندم 

۲۶ تیر ۱۲:۰۲ آقای سر به هوا ...
چرا مادر همسر با هرکی روبوسی میکنه منو معرفی نمیکنه ؟ یه جورایی توی ذوقم خورد !
چقدر خانوم ها حساسن !
ما مردا اصن این حرکات به چشممون نمیاد :دی

آدم این حس بهش دست میده که " یعنی من چیزیمه؟  یعنی از من بدشون میاد ؟ یعنی من باعث ابرو ریزی ام ؟ " :/

۲۶ تیر ۱۲:۳۴ مهسا ساداتی
ریشه 70 درصد شوخی ها جدی هستن...

اره 

۲۶ تیر ۱۲:۳۴ مهسا ساداتی
ریشه 70 درصد شوخی ها جدی هستن...

و واقعا دل آدم رو میشکنه بعضی شوخی ها ...

۲۶ تیر ۱۳:۱۱ قاسم صفایی نژاد
مادر خودتون دیگه چرا؟

نمیدونم والا ...

چی میشه که آدمها انقد بی احساس میشن ؟ ناراحت شدم که از مادر و مادرشوهر دلخوری .

مادرهنسر معاشرت بلد نیس ؟ نمیدونه باید عروسش که همراهشه رو به غریبه ها معرفی کنه ؟ واویلا خب !

نمیدونم والا . خودم بیشتر از مامان خودم ناراحت شدم تا مامان همسر ...

شاید واقعا بلد نیست ، شاید هم نخواسته . نمیدونم والا .

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان