همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

روزانه طوری

خیلی وقته روزانه ننوشتم ، حداقل خودم که اینجوری فکر میکنم !
این روزها میشینم فیلم میبینم ، به خیلی چیزها فکر میکنم ، حوصله م سر میره و حتی دلم تنگ میشه !
از اینکه یه کاری رو بندازن گردنم به شدت بدم میاد ، حدود دو هفته پیش یکی از همکار ها گفت یه مانتو گرفتم برام بزرگه بیارم واسم گشادیش رو سوزن بزنی ؟ گفتم باشه . سوزن که زدم دیدم که قشنگ تنگ کردنش افتاد گردنم :/ آدم صد تا لباس بدوزه یدونه نشکافه، بس که سخت و حال به هم زنه . هیچی دیگه مانتو ش رو آوردم خونه هنوز که هنوزه بهش دست نزدم ، متنفرم از اینکه یهویی میان کار رو میندازن گردن آدم . اگه اولش میپرسید که تنگش میکنی ؟ بی رودروایسی میگفتم نه ...
یه ذره حالم خوب نیست این روزها . حال روحی م بد نیستا از نظر جسمی متلاشی شدم :|
۵
منم در اثر تاثیرات روحی قشنگ جسمم متلاشیه انگار همه وجودم مسمومه خیلی بده..

اره ...

رقم سنگین بگیر دیگه نیاد سمتت :)

اینا اگه پول بده بودن کارشون رو نمیدادن به من ...

به قول ننه ام. انگار ریختنمون تو یانه کوفتنمون! 
یانه نمیدونم میدونین چیه؟ یک چیزی شبیه هونگ. ولی بزرگتر. از جسم سنگ. قدیما گندم و برنج و اینا میریختن داخلش یک دسته هم داشت باهاش میکوبیدنشون. :)

چه باحال :)))

خیلی بده که من فرق اینارو نفهمیدم :|

کجاش رو متوجه نشدی بگو واست توضیح بدم :))

وای وای وای تنگ و گشاد کزدن و شکافتن لباس خیلی سخته و دردنااااااااک

حست میکنم

خیلی بده . اصلا نوعی عذابه :/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان