همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

از سنت خجالت بکش

مادر همسر با بغض داشت تعریف میکرد که این سری که با خواهر شوهر یکی مونده به آخری رفتن مسافرت خیلی بهشون بد گذشته و اونا تا تونستن به حساب پدرشوهر ریخت و پاش کردن . حتی از سوغاتی هایی که پدر شوهر ایناخریدن فقط سه تاش رو گذاشتن ( برای ۳ تا از خواهر شوهر ها ) و بقیه ش رو بردن با خودشون. به چشم خودم دیدم وگرنه باورم نمیشد که یه خواهر اینقدر پست باشه ؛ روی پلاستیک هرکدوم اسم یه خواهر شوهر رو نوشته بود و طبیعتا ما سهمی توی سوغاتی ها نداشتیم. از بغض کردن مادرشوهر خیلی ناراحت شدم ، حتی دو سه باری نزدیک بود اشکم جاری بشه ولی خدارو شکر خودمو کنترل کردم .
قبل از این ماجرا ها فکر میکردم که هرکسی دلسوز ترین فرد برای خانواده ( پدر و مادر )خودشه بعد در درجه دوم عروس یا داماد خانواده میتونن دلسوز و مهربون باشن .
قبل تر که جوان تر بودم توقع داشتم مادرشوهر برام حتما سوغاتی بیاره ولی الان میدونم که نمیشه فرق بزاره . هرچی بیشتر بچه داشته باشی بیشتر باید برای سوغاتی هزینه کنی و خب حقوق بازنشستگی چقدر هست که مثلا نصفش هم بخواد صرف سوغاتی خریدن بشه ؟ خودشون با چی زندگی کنن خب ؟
بگذزیم . اولین باره که برام سوغاتی گرفتن و من خیلی خوشحال شدم .
۱۴
۲۱ اسفند ۱۷:۴۱ آقاگل ‌‌
یقین پیش خودش فکر کرده هنوز 12سالشه خب. :|
.
میگم حالا سوغاتی چی گیرتون اومد؟

نزدیک ۵۰ سالشه زن گنده شاید هم بیشتر !

.
یه بسته پشمک و یه قوطی ارده ^_^

۲۱ اسفند ۱۹:۵۱ آقاگل ‌‌
نه خب خانم های پیر همیشه 12 سالشونه:دی

عه ، من اینو نمیدونستم :))

اوه ، چه خواهر شوهری ... 
طفلک مادر شوهرت ،اخی 

طفلک من :/

هرچی باشه خواهرشوهرم تربیت خودشه .
#بچه_تونو_درست_تربیت_کنید

۲۱ اسفند ۲۰:۰۵ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
خب مبارکه سوغاتیا 
من عاشق ارده ام :) نوش جون :)

سلامت باشی

من کلا معروفم به نخوردن، احتمالا برم یه شیره بگیرم باهاش قاطی کنم آقای همسر بخوره . پشمک ش رو هم میدم به مامانم میگم مادرشوهرم برات سوغاتی آورده ^_^

۲۱ اسفند ۲۰:۴۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
:|
سوغاتیتون مبارک باشه:)

مچکرم ^_^

ای بابا!

تو هر خانوادیی از این افراد پیدا میشن که قشنگ شیرینی جمع خانوادگی و میگیرن!

چه خوشبختن اونایی که از این ناخالصیا ندارن تو جمعشون!

توی دور و بر من اکثرا اینجوری هستن . یه سری هاشون قبلا نبودن جدیدا اینجوری شدن .

اره خوشبحالشون

ب جیب باباش رحم نمیکنه وای ب حال شوهرش ! چی بی فکر و بی وجدان

ولی به جیب شوهرش خیلی رحم میکنه !

واقعا خیلی بی وجدانه

سوغاتی چی بود ؟؟؟؟؟    :))))))

پشمک و ارده ^_^

۲۲ اسفند ۱۸:۰۲ قاسم صفایی نژاد
چقدر پیچیده بود. الان کی نسبتش با کی بود؟ اولی و سه تای دیگه؟ بعد اگه سوغاتی‌ها رو بردند چه جوری به شما رسیده؟ :D

پیچیده نبود ها. مادرشوهرم و دخترش اینا رفته بودن سفر . ما و سه تا از خواهر شوهر هام تهران زندگی میکنیم . سهم سوغاتی اون سه تا رو گذاشته بود ولی بقیه رو برده بود . یه جوری تابلو هم بود چون اسم نوشته بود روشون که بفهمیم مال ما نیست ! ولی مادر شوهرم یکی از اون سه تا سوغاتی رو داد به ما =))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان