همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

تفاوت از زمین تا ...

به وضوح لرزش دست هاش رو میدیدم ، از تصور مرگ میترسید. آدم هرچی پیر تر میشه بیشتر دلش میخواد نمیره!
اما من خیلی وقتها آرزوی مرگ میکردم ! نه اینکه فکر کنید توقع داشتم اونور برام فرش قرمز بندازن ها، نه . بعید نیست سرب داغ بریزن تو حلقم ولی همین که این وضعیت تموم بشه برام بُرد حساب میشه !
۸
۳۰ بهمن ۲۳:۲۱ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
من دوس دارم تو جوونی بمیرم 
می ترسم پیر بشم و دلم بخواد زنده بمونم 

نه دیگه اینجوری نگو :/

فکر نکنم ربطی به سن و سال داشته باشه این قضیه. بیشتر مربوط به نسل هاست. نسل جدید عشقی به زندگی نداره و این قضیه رو بارها مادرم بهم گوشزد کرده که چرا شماها اینقدر دلسرد هستید و دلی به زندگی ندارید؟!

اره . مامانت حرف قشنگی میزنه . قدیمی ها با تک تک سلول هاشون همه چیز رو دوست داشتن . ما مثل این هندوانه ها هستین که ظاهر شون هندونه ست ولی توشون پَفِ!

پف = یه چیزی مثل اسفنج که آب نداره .

۰۱ اسفند ۰۰:۲۲ آقاگل ‌‌
هر وقت این شکلی شدین یک نفس عمیق بکشید بعد برید با سحر یک دور بازی کوییز آف کینز و اینا بکنید بخندید مشکل حل میشه. باور کنین. صد در صد تضمینی!

:))))

اتفاقا دیروز اینقدر خندیدیم که ...

۰۱ اسفند ۰۵:۴۵ مترسک ‌‌
اصولاً من مرگ رو شیرین‌تر از این دنیا می‌دونم!

حالا واسه من در اون حد نیست :/

اره گاهی...
هیییی

هعی ...

تصور مرگ بیشتر از خود مرگ عذاب دهندست 
با اینکه هیچ وقت نمیشه ولی امید داشته باش درست میشه :)

یه پست ساده ست ها .

من حالم خوبه ، خدارو شکر مشکلات خاصی هم ندارم :)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان