همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

فرهنگ مهمانی از دید من !

- یه سری چیزها برای من خیییییلییییی مهمن! مثلا اینکه جایی دعوت بشم و بهم اون احترامی که باید گذاشته نشه دیگه اونجا نمیرم و اگه طرف خیلی اصرار کرد که پاشو بیا میرم نیم ساعت میشینم برمیگردم .
مثلا آخرین باری که با دعوت و برای شام یا ناهار رفتم خونه پدر بزرگم به جز جمعه گذشته آخر پاییز و قبل ترش عید نوروز بود !
این برای من قابل هضم نیست که یکی مهمون دعوت کنه و حتی کوچک ترین کارهای مهمونی رو هم از قبل انجام نده . ۹۰% زحمت هارو بندازه گردن مهمونِ بدبخت اون ۱۰% باقیمانده رو هم خودش به زور و با اکراه انجام بده ! خب مجبور که نیستی کسی رو دعوت کنی ، خودت به خودت زحمت بده ، غذاتو بپز ، بخور ، ظرف هات رو هم بشور !
من اگه بخوام برم مهمونی اونجا هم کار کنم ترجیح میدم نَرَم! آدم علاوه بر اینکه توی خونه و توی آشپزخونه خودش راحته این حق انتخاب رو هم داره که لباسی که توش راحته رو بپوشه بدون در نظر گرفتن اینکه چی رسمی و یا مناسب جمع مهمون هاست !
یه دوستی داشتم که میگفت مامانش صبح قبل از مهمون ها میره خونه ش تا کارهاش رو انجام بده و کمکش کنه ! مامان آدم گناه نکرده مامان شده که . اونم آدمه ، همون طوری که ما میریم مهمونی خانوم میشیم و میشینیم اونم حق داره حداقل یه روز در سال که میاد خونه دخترش بشینه و ازش پذیرایی بشه و به این فکر نکنه که حالا کی این ظرف ها رو بشورم ، کی خشک کنم ، کی بچینم توی کابینت !
نکته اخلاقی :
- اگه میخواین مهمون دعوت کنید کارهاتون رو از قبل انجام بدید . یه جوری با اکراه کار نکنید که طرف بهش بربخوره ، مهمون برای روی باز میاد خونه آدم نه برای سفره باز !
- هر آدمی حق داره در حد احترامی که به طرف مقابل گذاشته توقع احترام داشته باشه. در حد طرف مقابل احترام بزارید نه کمتر و نه بیشتر !
۷
۲۳ بهمن ۲۳:۴۹ گمـــــــشده :)
دقیقا
من هر جا می رم ظرف ها رو میندازن گردنم
:|

شما مگه آقا نیستید ؟؟؟؟؟

من با کمال پررویی همون اول میگم من ظرف نمیشورم! و البته اینم میگم که مهمون میاد خونمون نمیزارم کار کنه و خودمم برم مهمونی کار نمیکنم :))

۲۳ بهمن ۲۳:۵۴ محمد روشنیان
بعضی مواقع البته لازمه یکم مدارا بشه و احترام گذاشته بشه به افراد شاید به راه راست هدایت شدن! اگر هم نشدن دوری کردن ازشون بهترین راهه.

مدارا چیه آخه ؟

به یه سری ها رو بدیم کلا کارهای خونه تکونی شون رو هم میزارن ما انجام بدیم !

خب خونه پدربزرگ مادربزرگ انتظاری نمیره بتونن خودشون کارهای مهمونی رو بکنن، تواناییش رو ندارن ولی از طرفی دوست دارن بچه ها و نوه هاشون دورشون جمع باشن؛ پس به نظر من اشکالی نداره حداقل کمک به این ها

تون خونه بابابزرگ که مثال بود . اونایی که سنی ازشون گذشته که دیگه نمیتونن مثل ما تر و فرز باشن . اونا آدم خوش پا میشه میره کار میکنه ولی اونایی که خود زرنگ پنداری دارن یا قصدشون بی احترامی و کم محلی هست رو واقعا نمیشه بخشید !

۲۴ بهمن ۰۰:۲۳ مضراب ...
گمشده دختره نازنین:))

مادربزرگ من خیلی پیر هست، دو سالی هست خودش رو راحت کرده. غذا رو توی ظروف فلزی یه بار مصرف از رستوران میاره و اینجوری نه ظرف شستن داره نه کار زیادی؛ ظرفاشم قابل بازیافت هست!

یعنی من کلیییییی آقا رو خانوم‌ فرض کردم و کلی خانوم رو آقا ! از همین تریبون عذرخواهی میکنم از همه شون .

دست مامان بزرگ تون درد نکنه :)))

۲۴ بهمن ۰۰:۲۳ آقاگل ‌‌
من هرجا میرم مهمونی چایی رو میندازن گردنم :|
من باب همدردی گفتم فقط! 
.
@گمشده هم خانمه. :))

چایی که دیگه با من دوسته :/

چرا من آقا میدیدمش؟ ؟ خدا نجاتم بده انشالله !

۲۴ بهمن ۰۰:۲۵ مضراب ...
از این ظرفا:
کلیک
http://res.mefair.com/Images/4ee07370-8f95-4c30-bf3d-1e0aa637d77a/800/600/image.jpg

چه باحال :)))

اره واقعا:)بعضی رفتارشون یجوریه که خونشونم میری بدت میاد به چیزی لب بزنی حتی..

اره والا 

۲۴ بهمن ۱۰:۰۹ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چشم
ولی من کلا نه مهمونی میرم نه مهمون دعوت میکنم :))))
خودمو خلاص کردم کلا:))

کار درست رو تو میکنی 😂

من خودم جایی برم مهمونی ..خونه خاله و..که نسبت نزدیک دارند بیشتر مواقع ظرف میشورم ..صاحب خونه واقعا خسته است باید کمک کرد به نظرم ..

مورد داشتیم ما رو دعوت کرده بعد غذا رو که ما پختیم حتی کاهو های سالاد رو هم نشسته بود ، ظرف هارو هم اگه مل میشستیم دیگه عملا نقش گل قالی رو بازی میکرد 

خیلی قبول دارم.
به نظرم به جز خونه ی مامان ادم هر جا که دعوت میشه و  میره مهمون هست و باید باهاش در شان یه مهمان رفتار بشه.

مامانم هم نمیزاره تو خونه ش کار کنم :/

۲۵ بهمن ۰۰:۲۴ آقاگل ‌‌
من آقا هستما. اشتباهی منو خانوم فرض نکردید که :)
مترسک هم آقا بود.
:دی

نه اینا رو میدونم . اسمتون هم آق گل است :))))

این یه مسئله زنونه است
من دخالتی نمیکنم:دی.

:)))))

الان‌از او‌ن عصبانیت ام کم شده :)))

سلام
یعنی منظورتون اینکه مادربرگتو خودش غذا درست کنه ؟ به نظرم کمی بی انصافیه اون بنده خدا سنش بالاس
ولی با باقی حرفاتون ۱۰۰٪ موافقم منم هر جا میرم باید آخرش من سفره رو جمع کنم تو بگو کوچک ترین تشکری کنند ابداااااااااااااا

سلام . معلومه که منظورم این نیست ! مامان بزرگم سال ۸۹ فوت کرد و الان یه مامان بزرگ جوان ولی به شدت تنبل دارم !

یعنی مورد داشتیم رفتیم خونه بابابزرگم بعد این خانوم نشسته برای صدمین بار تکرار اون سریال های مزخرف ترکیه ای رو نگاه کرده و در جواب بابا بزرگم که میگه پاشو کارهای خونه رو بکن گفته ولش کن داماد یعنی شوهر من انجام میده ! آخه آدم اینقدر بی شعور ؟!

۲۸ بهمن ۱۲:۴۳ محمد مرثیه گو
کلا با مهمونی رفتن و جاهای شلوغ حال نمی کنم

بعضی از مهمونی ها خیلی خوبن بعضی هاشون نه :/

من هنوز تو کف این قضیه م :| برای مامانمم تعریف کردم اونم تو کفه -_-
کاش میشد یه کپی از این فامیلتون گرفت و نشون خانومای فامیل ما داد که بخدا اینطوری م میشه زنده موند، انقدددر خودتونو نابود نکنید واسه مهمون -_- مریض میشن بعد مهمونی دادن

خودمم تو کف اش ام :/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان