همینه که هست ...

درد ها فراموش میشوند ، ولی همدرد ها هرگز !

داداش بزرگتر

داداش بزرگتر نداشته ء من ، امشب خیلی دلم برات تنگ شد ! دلم برای تمام پارک هایی که نرفتیم ، قدم هایی که نزدیم، حرف هایی که نگفتیم، دلداری هایی که ندادیم و تمام نخندیدن ها مون تنگ شد . من همیشه جای خالی ت رو حس کردم ، همیشه.
به این فکر کردم که اسمت چی میتونه باشه یا اصلا چه شکلی میتونی باشی، این ها هیچوقت مهم نبود مهم بودن تو بود ، تویی که جات اینجا خیلی خالیه...
۰
....:(

:'(

۲۵ بهمن ۰۰:۴۳ صآب خونـه
:(

:(

من چی بگم و چه ذکر مصیبتی بکنم...
که نه داداش بزرگتر داشتم که هوامو داشته باشه.
و نه یک آبجی کوچکتر...
هعی

ما که نداریم ولی موجود دوست داشتنی ای هست این داداش بزرگتر ...

من دوتا داداش بزرگتر دارم ولی از وقتی ازدواج کردن و از خونمون رفتن خیلی جای خالی شون رو حس میکنم. گاهی انقدر دلم برای روزهای با هم بودنمون تنگ میشه که ساعت ها میشینم گریه میکنم..

من ندارم ولی بعضی وقتها بخاطر نداشتنش گریه میکنم ...

۲۵ بهمن ۰۱:۳۶ دکتر میم
خدا حفظش کنه

ندارم که :'(

منم ندااااارم:'(

:'((

منم همیشه دلم میخاست یه داداش بزرگتر داشتم،چه کارا که نمیکردم باهاش. من الان حتا به داداش کوچیکتر هم راضیم،امانیستتتتت.

بیا داداش کوچیکه منو بردار ببر :))

چه جالبه که به "داداش" فکر کردی! معمولا اونایی که تک دخترن دلشون خواهر میخواد.
من دوس داشتم یه خواهر بزرگتر یا هم سن خودم، میداشتم.یه خواهر عین دوستام!

نه دلم خواهر نمیخواد. فقط وقتی که عروس شدم دلم خواهر میخواست چون توی روز عروسی م واقعا احساس تنهایی میکردم ،بعدش دیگه هیچ وقت خواهر نخواستم ...

هعییی گفتی داداش بزرگتر و کردی کبابم:(
منم ندارم:)

منم کبابم ...

۲۵ بهمن ۱۵:۲۴ مهرناز .ج
خیلی دردناک بود 
خواسته ات نه، نحوه بیانش
جوابی که به کامنت نگار دادی دلمو ریش کرد... :(

خودمم دلم خونه :'(

۲۵ بهمن ۱۹:۳۱ چشم به راهم ...
ما داریم
هم داداش بزرگتر
هم خواهر بزرگتر
یک چیز توپیه اصن :))

من همیشه حسرت داشتن یه پسر خاله به دلم موند :| البته من اصن خاله ندارم تا پسر خاله داشته باشم :|

فخر فروشی :/

منم خاله ندارم اصلا هم ناراحت نیستم بخاطرش :))

۲۵ بهمن ۲۰:۳۸ نفس نقره ای
الهی :)

:))

واقعا!!! باشه چی ازاین بهتر.

:))

من همیشه دلم یک خواهر بزرگ تر خواسته ..همیشه ..

من فقط یبار دلم خواهر بزرگتر خواست و دیگر هیچ ...

منم همیشه ی خدا یکیشو میخوام ...

منم همینطور 

تو ک تو اون پست مکالمه ت با داداش بزرگت رو نوشته بودی!

داداش بزرگه م 8 سال از من کوچیکتره من همیشه دوست داشتم یه داداش داشته باشم که از من بزرگتر باشه ..

۲۷ بهمن ۱۸:۵۷ مدیر جوان
داشتن برادر بزرگتر نعمتی هست که با کمتر چیزی قابل مقایسه هست...دقیقا جای حسرت داره...

ما که از این نعمت ها نداریم ...

تا اینجا خوندم
ولی این پستت خیلی به دلم نشست...
واقعا گاهی ادم دلش یه برادر بزرگتری میخواد که واقعا باهاش صمیمی رو راحت باشه...

آره واقعا 

۰۷ مهر ۱۶:۲۹ ❤خانوم یار❤ ❤آقای یار❤
سلام
من چندسالیه یعنی سال ۸۳برادرم روک ۲۲سال بیشترسن نداشت روازدس دادم اون موقعه من بچه بودم ۱۰سالم بودالان خیلی میگذره ازاون زمان من هرروزک میگذشت ومیگذره تازه میفهمم اطرافم چه خبره تازه دارم حس میکنم نبودنشومتنت قشنگ وعالی مث همیشه اشکای منم مث همیشه اماده ی جاری شدن مرسی یکم دلم خالی شد

آخی عزیزم ببخشید که ناراحت کردم . خدا رحمتشون کنه 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه عاشق شدن را بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان